
چند گلدان کوچک بگیرم و همه را بچینم گوشه اتاق. بعد هر زمان که از آدم ها دلم گرفت؛ هر زمان که عصبانیت به جانم افتاد؛ هر زمان که غصه وجودم را سوزاند؛ یکی از گلدان ها را بردارم و تمام بغضم را بریزم در دستانم و حاصلش بشود یکی از این گل ها. کنارش هم روی برگه ای کوچک تاریخ همان روز را بنویسم و تبدیلش کنم به یک خاطره؛ تا بعد ها ببینم و یادم بماند، که با غصه ها هم می شود لبخند زد..Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب